نقدي بر پاسخ آقاي رفسنجاني به يک ادعا

 اخيراً آقاي هاشمي رفسنجاني در جلسه اختتاميه کنفرانس وحدت اسلامي- احتمالا براي خوشايند مهمانان اهل تسنن- ادعايي را مطرح کرد که تعجب همگان حتي اهل سنت را نيز برانگيخت! وي گفت: «اين که چه کسي اولين خليفه بوده يا نه، مساله تاريخي است که هيچ سودي براي ما ندارد و نتيجه‌اي از آن نخواهيم داشت و....»
درباره اين اظهارات بيان چند نکته ضروري است:
1. ايشان بايد توضيح دهد که منظورش از تاريخي بودن مساله خلافت خليفه اول چيست؟ از اين که ادعا مي‌کند اين مساله امروز براي ما هيچ سودي ندارد استفاده مي‌شود که ايشان معتقد است مساله خلافت خليفه اول مساله‌اي صرفا تاريخي است نه اعتقادي! درست مانند اين اختلاف که نادرشاه افشار روز دوشنبه به هند لشکر کشيد يا شنبه؟! اما به راستي آيا موضوع اختلاف شيعه و سني در مورد خلافت خليفه اول مانند مثال فوق است؟ ترديدي نيست که اين سخن بر خلاف نظر اجماع شيعه و سني است؛ زيرا اين مساله در زندگي امروز همه ما تاثير عيني دارد و بر خلاف نظر آقاي هاشمي، هم براي ما سود دارد و هم نتيجه‌اي از آن خواهيم داشت. کساني که معتقدند خليفه اول و بلافصل پيامبر(ص)، حضرت علي(ع) است، معتقدند پس از ايشان، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و ساير ائمه تا حضرت حجت(عج) اوصيا و خلفاي پيامبر(ص) مي‌باشند و ديگران از چنين حقي برخوردار نبوده‌اند. بنابر اين تصرفات آن‌ها در حکومت و دين مجاز نبوده است. امروز نيز کساني که معتقد به خلافت بلافصل امير المؤمنين(ع) هستند، معتقدند حکومت از آن امام معصوم يعني حضرت حجت(ع) است و کساني حق حکومت دارند که به نصب عام يا خاص منصوب از سوي ايشان باشند و گرنه هرگونه تصرفات آن‌ها غاصبانه خواهد بود. ولي کساني که چنين اعتقادي ندارند، همه خلفاي بني اميه و بني عباس و پادشاهان در طول تاريخ را مشروع مي‌دانند و در دوران کنوني هم حکومت سلاطين جور مانند ملک عبدالله سعودي و اردني را مشروع مي‌پندارند و در داخل حوزه مکتب تشيع نيز اين‌گونه تصور مي‌کنند که ولايت، امري زميني به شمار مي‌آيد و از سوي خداوند متعال به کسي عطا نشده است! از ديد اين عده، ولايت مانند رياست جمهوري منتخب مردم است و مي‌تواند زمان دار و دوره‌اي و حتي شورايي باشد؛ ادعايي که آقاي هاشمي طي سال‌هاي متمادي بارها بر آن تاکيد ورزيده است.
2. تاثير عملي چنين اختلافي را مي‌توان در فتاواي وهابيون عربستان ديد. فتواي اخير برخي از فقهاي آن‌ها درباره جهاد نکاح و زشت تر از آن حليت نکاح با محارم از سويي و در مقابل، حرام پنداشتن ازدواج موقت که در شرع مقدس بدان تصريح شده، از سوي ديگر، از آثار عيني تاثير اختلاف درباره خلافت خليفه اول است. بنابر اين موضوع خلافت خليفه اول مساله‌اي نيست که در جامعه ما تاثيري نداشته باشد. انکار چنين حقيقتي اساس مکتب تشيع و زحمات تاريخي بزرگان شيعه را که صدها تن از آن‌ها به شهادت رسيده‌اند زير سوال مي‌برد و انسان‌هاي سست ايمان را در اين باتلاق ظاهرفريب و خطرناک فرو مي‌برد که براي ما تفاوتي نمي‌کند که سني باشيم يا شيعه! و فرقي ندارد که معتقد باشيم ابي بکر خليفه اول بوده است يا علي بن ابي طالب!
3. چنان چه نکته‌اي را که آقاي هاشمي بر آن تاکيد مي‌کند مبنا قرار دهيم، بسياري از مرزهاي اعتقادي در هم مي‌ريزد. به عنوان نمونه مي‌توان گفت که اختلاف مسيحيت با مسلمانان نيز يک اختلاف تاريخي است! و بحث فقط بر سر اين است که پيامبري به نام محمد(ص) آمده است يا نه! مسيحيان معتقد به خاتم بودن حضرت مسيح هستند و مسلمانان به پيامبري حضرت محمد(ص). به راستي اگر اين موضوع را هم يک اختلاف تاريخي بدانيم، آيا اسلامي باقي خواهد ماند تا امروز درباره آن سخن بگوييم و به دنبال تحقق حکومت اسلامي باشيم؟! البته برخي اين اختلاف تاريخي را به اختلاف مسيحيت و يهوديت نيز کشانده اند که آيا واقعا مسيحي آمده است! يهوديان منکرند و مسيحيان همراه و طرفدار و معتقد.
4. ظاهرا آقاي هاشمي مساله وحدت را اشتباه تلقي کرده، تصور مي‌کند وحدت به معناي دست برداشتن از اصول اعتقادي است؛ درحالي که طبق ديدگاه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري، مراد از وحدت، دست برداشتن از اصول نيست بلکه وحدت پيرامون مشترکات است يعني توحيد و نبوت و قيامت و قرآن و... که هر دو گروه آن‌ها را قبول داريم؛ و پرهيز از اهانت به مقدسات يکديگر. بنابر‌اين مي‌توان در همين مساله خلافت خليفه اول، اختلاف اعتقادي داشت و در عين حال بدون پرخاش و توهين به گروه مقابل، در محافل علمي به حل اختلاف‌هاي اعتقادي بپردازيم و در برابر دشمن مشترک يعني کفر و شرک و استکبار جهاني که به دنبال نابودي تمام اسلام است، يد واحده باشيم.
5.‌ متاسفانه سايت آقاي هاشمي ضمن تاکيد مجدد بر ادعاي قابل تامل وي مي‌نويسد: «اين نخستين بار نيست که آقاي هاشمي به اين موضوع، آن هم به اين صورت پرداخته و به آن تا کيد مي‌کند. ايشان بارها در مناسبت‌هاي گوناگون اين موضوع را در ضمن خطبه‌هاي نماز جمعه و ايام هفته وحدت عنوان کرده و توضيح داده است.» گويا متصديان اين سايت تصور کرده‌اند چنان چه سخن باطلي را چند بار تکرار کنند به واقع تبديل مي‌شود! سپس بر آن شده‌اند تا با لطايف الحيل و بازي با کلمات و استفاده از مغالطه مشترک لفظي اين گونه وانمود کنند که اين سخن با سخن بزرگان دين از جمله آيت‌ا... بروجردي و حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري همسو است و آن‌ها نيز همين سخن را بارها تکرار کرده‌اند!
6.‌ سايت آقاي هاشمي با نقل سخني از مرحوم آيت‌ا... العظمي بروجردي اين گونه وانمود مي‌کند که ايشان هم معتقد به تاريخي بودن موضوع خلافت خليفه اول بوده است. از اين رو نوشته است: «آيت ا... بروجردي نيز به همين مبنا قائل بوده و تاکيد داشته‌اند که امروز نبايد به مسائل تاريخي پرداخت. لذا دست دوستي با رئيس وقت جامع الازهر مصر -آقاي شيخ محمود شلتوت- دادند و مجمع دارالتقريب اسلامي را در دهه 30 بر همين اساس بنيان نهادند.» آيا دست دوستي به آقاي شلتوت دادن و تاسيس مجمع التقريب به معناي تاريخي دانستن مساله خلافت اول است؟! يا به معناي همان وحدتي است که امام(ره) هم منادي آن بود؟ يعني با حفظ مرزهاي اعتقادي با يکديگر مهربان و در برابر دشمن مشترکمان متحد باشيم و البته در مجمع التقريب نيز به مباحث علمي در جهت رفع آن اختلاف‌هاي فکري بر اساس برهان و استدلال‌هاي معتبر بکوشيم.
7. ‌سايت آقاي هاشمي در مغالطه آشکار ديگري سعي کرده با نقل قولي از مقام معظم رهبري درباره وحدت اسلامي، به نفع هاشمي يارگيري کند! از اين رو نوشته است: مقام معظم رهبري نيز گفته اند «اگر کسي مخلصا‌لله احساس مي‌کند که بايد امروز بين برادران، برادري واقعي و عملي باشد، بايد کوشش کند که گذشته را به ياد نياورد و الا او مي‌رود کتاب «احقاق الحق‌» را مي‌آورد و به رخ اين مي‌کشد و اين هم مي‌رود کتاب «تحفه اثنا عشريه» را مي‌آورد و به رخ آن مي‌کشد! هر دو هم به قدر کافي کتابِ پر از طعن و دفع عليه همديگر نوشته اند! اگر ما بخواهيم گذشته را مطرح کنيم، نمي‌شود به وحدت رسيد. بايد نگاه کنيم، بگوييم: گذشته گذشته است «رحم ا... معشر الماضين». ما کاري به کار آن‌ها نداريم. اگر آن‌ها هر کاري کرده اند ما امروز مي‌خواهيم تکليف خودمان را - بيننا وبين ا... - نگاه کنيم.» (بيانات رهبري در جمع ائمه جمعه واساتيد حوزه‌هاي علميه اهل سنت‌، 5/10/1368) غافل از اين‌که سخن معظم‌له به معناي تاريخي پنداشتن مساله خلافت خليفه اول و بي تاثير بودن آن در زندگي فردي و سياسي و اجتماعي ما نيست. منظور ايشان اين است که بايد از تاريخ گذشته خود که پر از طعن به يکديگر بوده و حتي اين گونه مطالب در کتاب‌هاي طرفين نيز مي‌آمده است بگذريم و همان‌گونه که آيت ا... بروجردي مجمع التقريب را بنا نهاده‌اند ما هم راه منطق و استدلال را بپيماييم و از توهين به مقدسات يکديگر بپرهيزيم.
8‌. آن‌چه را که سايت آقاي هاشمي با عنوان خاطره از مقام معظم رهبري نقل کرده، در راستاي همان وحدت به معناي پرهيز از پرخاشگري و توهين نکردن به مقدسات يکديگر است، نه دست برداشتن از اعتقادات مهمي مانند خلافت بلافصل اميرالمؤمنين علي(ع). خاطره اين سايت چنين است: «بد نيست من خاطره‌اي را براي شما نقل کنم، هر چند به خيلي از دوستان هم اين را گفته‌ام. امام يک وقت در اوايل انقلاب در سخنراني‌هايشان از معاويه به صورت طعنه‌آميزي اسم آوردند. شما مي‌دانيد که من مدتي را در بلوچستان بودم و با خيلي از علماي آن‌جا دوست نزديک هستم. مردم و علماي سني آن منطقه، معاويه را مقدس مي‌دانند. به امام عرض کردم که در طرف شرق کشورمان، چند صد ميليون نفر معاويه را محترم مي‌شمارند و او را خال المومنين مي‌دانند. البته بحق يا به ناحق آن، مربوط به جلسه بحث است.
يعني مسلمانان هند‌، پاکستان، بنگلادش و افغانستان اغلب سني حنفي‌اند، اين‌ها معاويه را محترم مي‌شمارند‌. امام گفتند: عجب! من نمي‌دانستم. من بعد از آن – ‌در طول اين ده سال، يازده سال ‌– يک جمله طعن آميز از امام راجع به معاويه نشنيدم...» (وحدت و همگرايي از منظر رهبر معظم انقلاب، عليرضا برازش، نشر امير کبير، ص64)
9. استدلال ديگر سايت آقاي هاشمي مبني بر اين‌که خلافت خليفه اول موضوع تاريخي است و در زندگي امروز ما هيچ تأثيري ندارد اين است که مقام معظم رهبري فرموده‌اند:«‌اين قدر ما روايات درثواب شرکت در نماز جماعت اهل سنت در زمان ائمه(عليهم السلام) داريم که روايت دارد که در مسجد الحرام پشت سر اين‌ها نماز بخوانيد، مثل اين‌که پشت سر پيغمبر نماز خوانده‌ايد. اين معنايش چيست؟ معلوم است که امام صادق(عليه السلام‌) نماز آن امام جماعت را با نماز پيامبر مقايسه نمي‌کند، مقايسه با نماز پيرو خودش هم نمي‌کند؛ اما مي‌گويد پشت سر او نماز بخوانيد. اين يعني چه؟ اين نمايش وحدت است. عملا وحدت را نشان بدهيد. روي همين فکر بود که امام بزرگوار ما (که رضوان خدا بر او باد) - آن مرد بيدار، آگاه- به همه ما، همه حاجي‌هاي ايراني، توصيه کرد که در نماز جماعت‌ها در مسجد الحرام، در مسجد النبي شرکت کنيد.
امام بزرگوار ما که منادي اتحاد بين مسلمين بود از همه اين‌هايي که مدعي‌اند، ولايتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (عليهم السلام) بيش‌تر بود. او بهتر مي‌فهميد ولايت را يا فلان آدم عامي که حالا به اسم ولايت کارهاي خلاف مي‌کند، حرف‌هاي بي ربط مي‌زند؟» (بيانات رهبري در ديدار با کارگزاران و دست‌اندر‌کاران حج، 4/8/1388) اين درحالي است که اين سخن نيز در راستاي وحدت به معناي دوم يعني حفظ مشترکات و پرهيز از درگيري و اختلاف است. امام(ره) براي حفظ وحدت مسلمانان، قائل به تقيه مداراتي بود و بر همين اساس هم فتوا مي‌دادند. امروز نيز مقام معظم رهبري بر همين اساس فتوا به خواندن نماز پشت سر آن‌ها داده‌اند. آيا اين فتوا به معناي آن است که بگوييم اعتقاد به بلافصل بودن خلافت اميرالمومنين(ع) در زندگي امروز ما تاثيري ندارد؟!
10. سايت آقاي هاشمي پس از نقل سخنان بزرگان نوشته است "همان طوري که مي‌بينيد بيانات آقاي هاشمي کاملا همسو با فرمايشات رهبري است و هر دو بيانات از يک مبناي فکري مشترک و ديرينه سر چشمه مي‌گيرد. به علاوه بسياري از بزرگان حوزه و مراجع معظم تقليد در قم و نجف اين تفکر را قبول دارند و به آن عمل مي‌کنند. البته بعضي ديگر هم شايد باشند و مخالف اين نظر باشند. قرار نيست که همه يک جور فکر بکنند و «هرکس هم با ما نيست، حالش خوب نباشد.» " البته با تحقيقي که ارائه شد معلوم مي‌شود چه کساني حالشان خوب نيست و چه کساني پس از تحريف سخنان حضرت امام(ره) به تحريف اصول تشيع پرداخته‌اند. اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا..