انتخابات آينده و گزينه هاي پيش رو
در حالي كه قريب به يك سال تا انتخابات رياست جمهوري دهم باقي مانده، فضاي كشور مدتهاست انتخاباتي شده و روزنامهها و سايتهاي مختلف به گمانهزني درباره نامزدهاي احتمالي و ميزان موفقيت آنها پرداختهاند؛ برخي روزنامهها نيز مساله را جديتر گرفته، مباحث انتخاباتي را تيتر اول خود قرار دادهاند و حتي ويژهنامههايي نيز در جهت تخريب كانديداهاي احتمالي و تقويت كانديداي خاص، منتشر ميكنند. احزاب و گروهها نيز در نشستهاي حزبي خود به رايزني ميپردازند تا گزينه مطلوب خويش را براي نامزدي معرفي كنند. مدعيان اصلاحات كه در انتخاباتهاي گذشته - شوراي سوم، خبرگان رهبري و مجلس هشتم شكست سختي را متحمل شدهاند، بار ديگر عزم خود را براي معرفي كانديدا در انتخابات رياست جمهوري دهم جزم كردهاند و اين گونه ميپندارند كه اين بار شرائط براي پيروزي آنها فراهم است. استراتژي مدعيان اصلاحات در انتخابات دهم بر دو امر مهم متمركز شده است: تخريب رقيب اصلي (دكتر احمدينژاد) و توافق بر نامزد واحد. سران مدعيان اصلاحات در نشستي مشترك بر اين نكته تاكيد كردهاند. كه “لازم است احزاب اصلاحطلب تا پايان تير ماه به نتيجه برسند و سپس يك نفر را طي ساز و كاري خاص براي نامزدي اعلام كنند. نام اين فرد مرداد ماه اعلام خواهد شد.”(1)
آنچه جاي بحث دارد، اين است كه آيا احزاب مدعي اصلاحات ميتوانند به كانديداي واحد دست يابند؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ آن فرد چه كسي است؟ گزينههاي مطرح در اردوگاه مدعيان اصلاحات عبارتند از آقايان عبدا... نوري, دكتر عارف, ميرحسين موسوي, مهدي كروبي و محمد خاتمي.
برخي احزاب اين جبهه مانند حزب مشاركت، سازمان نامشروع مجاهدين و مجمع مدرسان و محققان و...، كه جايگاه پدري پدري نسبت به ساير احزاب دارند معتقدند مدعيان اصلاحات بايد همگي پيرامون خاتمي ائتلاف كنند وگرنه شكست آنها قطعي است؛ به ديگر سخن، اگر خاتمي شركت نكند، لزومي ندارد كه اصلاحطلبان در انتخابات شركت كنند.(2) احزاب كوچكتر مثل مردم سالاري معتقدند ابتدا بايد به سراغ ميرحسيني موسوي سپس خاتمي رفت و در صورت نيامدن آنها كروبي بهترين گزينه است؛ ولي حزب كارگزاران سازندگي معتقد است: شرائط فعلي چنين نيست كه بگوييم بحث تقابل بين احزاب اصولگرا و اصلاحطلب, جناح چپ و راست وجود دارد و نبايد بهدنبال مصداق بگرديم؛ بلكه بايد “احساس نگراني” را در دستور كار قرار دهيم و بگوييم “اكنون وضعيت كشور به گونهاي است كه هم نيروهاي راست و اصولگرا و هم چپ و اصلاحطلب نگران سرنوشت كشور هستند... پس به جاي گرايش حزبي ميتوانيم يك گرايش ملي به وجود بياوريم و همه‡ كساني را كه نگران سرنوشت كشور هستند در آن دخيل كنيم و از اين منظر يك نفر را براي اداره امور اجرايي كشور برگزينيم” (3) در واقع حزب كارگزاران با اندكي تفاوت معتقد است جبهه مدعياصلاح طلبي بايد استراتژي خود را بر تخريب رقيب متمركز كند و نگراني از وضعيت موجود را گسترش دهد تا در هنگام انتخابات بتواند از جبهه اصولگرا نيز براي كانديداي مورد نظر، ياراني را انتخاب كند. به هر حال، درباره استراتژي نخست، يعني تخريب دولت نهم و شخص دكتر احمدينژاد ميان احزاب اين جبهه هيچ اختلافي وجود ندارد ومدتهاست كه اين استراتژي در حال اجرايي شدن است ولي در استراتژي دوم اختلاف جدي وجود دارد؛ چرا كه آقاي مهدي كروبي به نفع گزينه مورد توافق حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين كه خود را پدر خوانده جريان اصلاحات ميدانند، كنار نخواهد رفت. او چندي پيش در پاسخ به اينپرسش كه آيا براي انتخابات مجلس نامزد خواهيد شد؟ اظهار داشته بود: من يك تير دارم كه آن را در انتخابات رياست جمهوري شليك خواهم كرد. سفرهاي استاني و خارج از كشور وي از جمله سفر به چين و عربستان حكايت از تصميم جدي براي ورود در اين عرصه مهم دارد. نرمش نشان ندادن آقاي كروبي در برابر فشار احزاب پدر سالار مبني بر تحريم انتخابات خبرگان و شوراها و حضور فعال در انتخاباتهاي گذشته به رغم شكست, حاكي از آن است كه وي اين بار نيز تسليم فشار احزاب مورد اشاره نخواهد شد. شايد بتوان درج مقاله موهن منتجبنيا -كه چه بسا با تحريكات چنين احزابي صورت گرفته باشد- در غياب آقاي كروبي و مدير مسؤول روزنامه اعتماد ملي را نيز در راستاي اين استراتژي ارزيابي كرد. گرفتن تريبون (روزنامه اعتماد ملي از كروبي و در صورت بسته شدن روزنامه, تحريك وي بر ضد احمدينژاد و ايجاد انگيزه براي كنار رفتن او به نفع كانديداي مورد نظر ائتلاف اصلاحطلبان يا بهتر بگوييم كانديداي مورد نظر حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين كه البته با خويشتنداري دولت اين پروژه ناكام ماند.
كانديداتوري آقاي عبدا... نوري نيز به يك شوخي سياسي سال 87 شبيهتر است تا يك تصميم انتخاباتي؛ زيرا علاوه بر پرونده قطوري كه منجر به 5 سال زنداني وي شد، به رسميت شناختن غده چركين منطقه يعني رژيم نا مشروع اسرائيل لكه ننگي است كه هيچگاه از پرونده او پاك نخواهد شد.
و اما گزينه محمد خاتمي كه به گمان احزاب پدر سالار جبهه دوم خرداد، بيشترين شانس موفقيت را دارد و در صورت نيامدن قرار است اصلا وارد رقابت انتخاباتي نشوند، از جهات مختلفي قابل تامل است
1- هنوز از تصميم ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مبني بر ضرورت حذف نام خاتمي از ائتلاف چند ماهي نگذشته است. ائتلاف مزبور پس از شكست سنگين در مرحله اول انتخابات مجلس هشتم به اين نتيجه رسيد كه نام خاتمي مشكل ساز بوده و موجب رويگرداني مردم از نامزدهاي ائتلاف شده است از اين رو براي مرحله دوم انتخابات نام خاتمي حذف گرديد و البته براي پيروزي ليست آنها تاثير چنداني نداشت چرا كه مردم سر و ته اين كرباس را از قبل شناختهاند. اكنون بايد پرسيد آيا در اين مدت 4 ماه پس از انتخابات مجلس اتفاق خاصي افتاده است؟!
2- در صورتي كه خاتمي رسما نامزد شود و نامزدي وي نيز مورد تاييد شواري نگهبان قرار بگيرد، ممكن است مورد اقبال روشنفكران دگر انديش و متمايل به غرب قرار گيرد - چرا كه از نظر وي راه پيشرفت از تجد و غرب ميگذرد و انقلاب اسلامي نيز از روح انقلاب آمريكا مدد گرفته است- ! ولي در ميان اقشار مختلف مردم و متدين كه براي آنها دين و ارزشهاي الهي اصل است جايگاهي ندارد؛ زيرا مردم هنوز تهاجم به دين و ارزشها، قرآن كريم، ساحت مقدس پيامبر (ص)، حضرت زهرا (س)، امام حسين (ع) امام زمان (عج)؛ امام راحل، قانون اساسي، انقلاب اسلامي و.... را فراموش نكردهاند و تصاوير موهن تئاترهايي از قبيل تئاتر ايران زمين و رقص زنان نيمه برهنه ارمني از لوح اذهان مردم پاك نشده است، هتاكيهاي مدعيان اصلاحات در كنفرانس برلين و در يك كلمه جنايات فرهنگياي كه موجب تحصن سه روزه مراجع عظام، علماي بزرگ و طلاب و فضلاي حوزه علميه قم شد برگ ديگري از پرونده سياه و قطور دوران اصلاحات است هنوز هواپيماي 60 ميليارد توماني تشريفاتي سلطان برونئي خريداري شده توسط ايشان به عنوان موزه تفكر تشريفاتي وي در معرض ديد همگان قرار دارد. و مردم مسؤول همه اين اتفاقات را شخص آقاي خاتمي ميدانند كه در راس قوه مجريه قرار داشته است. بنابراين رويگرداني مردم از ليستي كه نام آقاي خاتمي بر روي آن قرار گرفته بي جهت نيست و ترديد عمده احزاب اصلاحطلب از جمله كارگزاران براي حمايت از نامزدي وي براي رياست جمهوري نيز شايد به همين دليل باشد
3- علاوه بر كاهش اعتبار آقاي خاتمي در ميان مردم، مشكل ديگري نيز وي را تهديد ميكند و آن اينكه پرونده او به دليل دست دادن به زنان نيمه عريان ايتاليايي در سال گذشته، در دادگاه ويژه روحانيت در نوبت رسيدگي قرار دارد و هزاران نفر از طلاب و فضلاي جوان حوزه علميه قم و مردم مشهد و كاشان كه شاكي اين پروندهاند در انتظار تشكيل جلسه دادگاه آقاي خاتمياند. در صورتي كه وي نتواند در اين پرونده خود را تبرئه كند قطعا براي ثبت نام مشكل خواهد داشت و شايد به همين دليل باشد كه حزب كارگزاران دست به عصا در اين مسير گام برميدارد و از ارايه مصداق پرهيز ميكند.
4- البته تاييد صلاحيت آقاي خاتمي در شوراي نگهبان نيز با توجه به پرونده سنگين وي در چوب حراج زدن به ارزشهاي اسلامي قابل تأمل است. با توجه به مراتب فوق، نامزدي آقاي خاتمي بسيار بعيد است. درباره آقايان دكتر عارف و مهندس ميرحسين موسوي نيز بايد به اين نكته توجه كرد كه بر فرض پذيرفتن، و بر فرض اينكه جايگاهي بيشتر از جايگاه دكتر معين در انتخابات نهم داشته باشند، آنها كساني نيستند كه بدون هيچ پيش شرطي سرنوشت خود را به سرنوشت كساني گره بزنند كه سالهاست از حيز انتفاع ساقط شده و از چشم مردم افتادهاند و در اين صورت احزاب پدر سالار حاضر به حمايت از چنين افرادي نخواهند بود. به نظر ميرسد مطرح كردن افراد فوقالذكر از سوي اين جبهه، بسان گذاشتن ماكتهاي بدلي براي فريب رقيب اصلي است، مسير همان است كه حزب كارگزاران ترسيم كرده؛ يعني فعلا بر استراتژي اول يعني تخريب دولت نهم و دكتر احمدينژاد متمركز شده “احساس نگراني” را تعميم خواهند داد و در آخرين روزها از نامزدي حمايت خواهند كرد كه روزها با تابلو اصولگرايي حركت ميكند و شبها در بزم اصلاحطلبان با آنها بستني ميخورد و...
سخن پايان اين كه همه اميد اصلاحطلبان به افزايش تورم و گراني و فشارهاي جهاني عليه دولت و ملت است؛ ولي ملت ايران اثبات كردهاند كه فرق ميان خادم و خائن را خوب ميشناسند و صلاحيت و پاكي افراد را با هيچ چيز و هيچ كس معامله نخواهند كرد هر چند در برخي تصميمگيريها خطايي هم رخ داده باشد.
پينوشتها
1. شهروند امروز، ص 14
2و3. هماند امروز، ص 14
2,3. همان

