X
تبلیغات
نوشتارهاي قاسم روانبخش - دبير سياسي پرتو - افشاگری در باره اسفندیار رحیم مشائي

افشاگری در باره اسفندیار رحیم مشائي

در اين روزها يکي از دوستان، «دي وي دي» سخنان مشايي در جمع گروهي از طلاب جوان را که چندي پيش ايراد شده بود به دستم داد و گفت: يکي از دوستان از تهران به من زنگ زده که چند تا از اين‌ها را مي‌توانيد پخش کنيد؟ من هم تعدادي درخواست کردم و‌ همين مقدار براي من ارسال شد. به من گفته شد اگر بيش‌تر هم مي‌توانيد توزيع کنيد در اختيارتان قرار مي‌دهيم!

البته چندي پيش نيز برخي از همين دوستان سخنان وي در جمع جامعه وعاظ را در اختيارم قراردادند. وقتي سخنراني را گوش کردم متعجب شدم. نظر به پخش گسترده اين "دي وي دي" در سطح کشور، بر خود لازم ديدم که به نقد اين سخنان بپردازم؛ زيرا ادبيات اين سخنراني‌ها با مطالبي که قبلا گفته يا در سايت شخصي اش آورده است، متفاوت است.

1)‌ مع الاسف مشايي درجلسه با وعاظ، تمام منتقدانش را کساني مي‌داند که به قصد تخريب از او انتقاد مي‌کنند! وي در آن جا طرفداران احمدي‌نژاد را به دو قسم تقسيم مي‌کند و مي‌گويد: احمدي‌نژادي‌هاي واقعي کساني هستند که در همان دور اول انتخابات 84 با احمدي نژاد بودند، نه کساني که در دور دوم آمدند. مشايي سپس منتقدان اصول گرايش را از نوع دوم معرفي مي‌کند. در حالي که اين ادعا خلاف واقع است؛ زيرا بر کم‌تر کسي پوشيده است که جريان «پرتوسخن» از طرفداران جدي احمدي‌نژاد در دور اول بلکه از مدت‌ها پيش از آن است و اسناد آن در آرشيو موجود است. اين جريان امروز از منتقدان جدي رحيم مشايي به شمار مي‌آيد. آقاي مشايي بايد بداند که دوره برچسب زدن و اتهام گذشته است و نمي‌توان با اين عناوين، منتقدان منطقي را به حاشيه برد. علاوه بر اين، حق نقد بايد براي همه محفوظ باشد واحمدي‌نژادي هاي دور دوم و حتي کساني که به ايشان راي نداده اند، حق انتقاد از عملکرد رييس‌جمهور و شخص رحيم مشايي را دارند.

2)‌ پس از گوش دادن سخنراني وي در جامعه وعاظ، با مراجعه به سايت شخصي نامبرده بر تعجب من افزوده شد! زيرا‌ وي همواره در صدد القاي اين نکته است که سخنانش را تحريف مي‌کنند. اين در حالي است که در سخنراني‌اش هيچ گاه متن صحبت‌‌هاي قبلي اش را به وعاظ ارايه نمي‌کند و همواره ادعا مي‌کند که من اين گونه گفته ام و آن‌ها اين گونه تحريف کرده اند. ضمناً وقتي يکي از وعاظ از او مي‌خواهد متن نامه رهبري را بخواند، مي‌گويد در اختيارم نيست.

چنان که قبلا نيز در برخي مقالاتم ياد آوري کرده ام مشي و منش آقاي مشايي اين گونه است که ابتدا مبهم سخن مي‌گويد که نوعي برداشت ناصواب از آن در اذهان تداعي مي‌شود ولي به هنگام اعتراض، به صورتي آن را توجيه مي‌کند! در حالي که از همان ابتدا مي‌توانست به صورت شفاف سخن بگويد و اگر نمي‌تواند، يا سخنراني نکند يا قبلا مکتوب کند و از روي نوشته بخواند، البته براي کسي که ادعا مي‌کند از 13 سالگي سخنران بوده، بسيار بعيد است که نتواند؛ بلکه ظاهرا به عمد اين گونه سخنراني مي‌کند. عمد بودن آن را مي‌توان از اين عبارت که در سايت مشايي به نقل از يکي از دوستانش آورده است فهميد "سخني که در عرصه سياست تنش نيفکند و واکنش بر نينگيزد کلامي است مرده و بي‌تأثير و قدرت تأثير بر گفتمان سياسي را ندارد. سخن سياسي مي‌بايد که زنده، پيشرو، و واکنش برانگيز باشد؛ زيرا عرصة سياست، جنجالي‌ترين عرصه‌هاي حيات اجتماعي است. سياستمداري که سخن مرده بر زبان براند به زودي نامش از صفحة سياست و عنوان‌هاي درشت خبري پاک مي‌شود. رحيم مشايي طي چند سال گذشته هميشه با بيان نظرات خود به طور صريح و آْشکار نشان داده است که يک سياست‌مدار واقعي است." (سايت مشايي، 20 آبان، 1388 به نقل از اميرطاهر حسين خان)

اکنون به عنوان مشت نمونه خروار، به مواردي از سخنانش که پس از اعتراض تغيير داده است، اشاره مي‌کنيم:

الف: يکي از مواردي که در سايت شخصي اش آمده از اين قراراست: در همايش نوآوري در صنعت گردشگري با صراحت مي‌گويد" ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي‌دانيم." (سايت مشايي 29 تير 1387)

ولي وقتي در برابر سيل انتقادات منتقدان قرار مي‌گيرد، در مراسم ثبت ميراث معنوي نيمه شعبان حرف خود را اين گونه توجيه مي‌کند:" بنده گفته‌ام كه مردم آمريكا از نظر ارتباطات يكي از برترين‌هاي دنيا هستند منتهي كلمه ارتباطات از صحبت‌هاي بنده حذف شده است. اصلا ملت برتر در دنيا وجود ندارد، ما به سمت يكي شدن مي‌رويم. چقدر نفهمي‌، چقدر دروغ، ستم و ظلم. مشايي مهم نيست. چرا حقيقت مثله مي‌شود"(سايت مشايي 30 مرداد87) البته اگر کسي اعتراض کند که خداوند در قرآن ملت برتر را ملت مسلمان قرار داده و فرموده است " کنتم خير امه اخرجت للناس...." به گونه ديگري توجيه خواهد کرد!

ب: وي در همايش نوآوري و شکوفايي در صنعت گردشگري در باره توسعه ديني اظهار داشته است:

" اين نگاه جهاني، نگاه توسعه سرزميني و نگاه توسعه ديني و آيين و مذهب خاصي در دنيا نيست. من قبلاً گفتم و يک جوّي هم شد ولي الان با جسارت بيش‌تري مي‌گويم: دوره اي که کسي بخواهد ديني را بر دنيا حاکم کند و نگاه خاص مذهبي را بر دنيا حاکم کند گذشته است. دنياي امروز گوش هايش بيش‌تر از هميشه تاريخ باز است و تيز است براي اين که زيباترين پيام‌ها را بشنود" (سايت‌مشايي،28 مرداد 1387)

ولي وقتي با اعتراض افراد مؤمن و متدين روبرو مي‌شود حرف خودش را عوض کرده، مي‌گويد"من گفته‌ام زمان آن كه ديني در دنيا جهاني شود گذشته است. گفته‌اند پس امام زمان چيست؟ من امروز را مي‌گويم. من به آمريكا كه مدعي است مي‌خواهد دينش را در دنيا جهاني كند، مي‌گويم.(همان، 30" مرداد 87)

ج: مشايي در نشست ايرانيان خارج از کشور مکتب ايران را به جاي اسلام مطرح مي‌کندو مي‌گويد" من اصرار دارم بر مکتب ايران، بعضي‌ها ممکن است بر من خرده بگيرند که تو چرا نمي‌گويي مکتب اسلام؛ مکتب اسلام دريافت هاي متنوعي از آن وجود دارد، دريافت ناب از حقيقت ايمان و حقيقت توحيد و حقيقت اسلام مکتب ايران است. بايد از اين پس ما مکتب ايران را به دنيا معرفي کنيم "(سايت شوراي عالي ايرانيان خارج از کشور،14/5/89) باز هم به هنگام اعتراض علما و بزرگان و توده‌هاي متدين جامعه، وي سخن خودش را اصلاح مي‌کند و مي‌گويد: "اين حرف من حرف جديدي نبود؛ بلکه حرف امام است، امروز حرف هاي مختلفي در دنيا به نام اسلام زده مي‌شود، آيا ما قبول داريم؟ بلکه اسلامي را قبول داريم که در ايران مستقر است." (سايت استقامت،26/5/1389)

اين سه مورد را به عنوان نمونه براي خوانندگان عزيز آورديم تا نسبت به بقيه مواردي که وي ادعا مي‌کند سخنش را تحريف مي‌کنند تامل کنند، آيا مي‌توان در موارد فوق، سايت خود مشايي را تحريف گر مطالب مشايي دانست؟ !

مقالاتي که در برخي سايت‌ها مثل حقيقت نيوز --که گفته مي‌شود سايت خود مشايي است-- به نفع مشايي نوشته شده در سايت شخصي مشايي با آب و تاب نقل مي‌شود ولي از مطالب انتقادي کيهان و پرتو که مستند است هيچ خبري نيست. به عنوان مثال، نگارنده اين سطور تا کنون چندين مقاله مستند در نقد آقاي مشايي نوشته است ولي حتي يک پاراگراف از آن‌ها در سايت وي توفيق درج نيافته است. عجيب تر اين که اين مدعي ولايت پذيري که نمره خود را 20 مي‌داند، حکم آقاي احمدي نژاد در باره معاونت اولي اش‌ را که منسوخ شده، هم چنان در سايت خود حفظ کرده است ولي از حکم مقام معظم رهبري در باره ضرورت عزل وي که متاخر از آن صادر شده، هيچ خبري نيست !!

لازم به يادآوري است آقاي مشايي در دو سخنراني (جمع طلاب و وعاظ تهران) خود را بسيار ولايت پذير معرفي کرده و در جاي ديگر در ولايت پذيري به خودش نمره 20 داده است؛ زيرا مي‌گويد درماجراي اظهاراتش در باره دوستي با مردم اسراييل تا حکم رهبري را شنيده به اشتباه خودش اعتراف و از اين نوع اظهارات عذرخواهي کرده‌ و درماجراي حکم حکومتي رهبري در عزل وي از معاونت اولي نيز استعفا کرده است. ولي جاي بسي تعجب است که‌ پس از گذشت سال‌ها هنوز در همين سخنراني به دنبال توجيه عملکرد خويش است! وي دراين سخنراني و در سايت خودش تصميم رهبري را تلويحاً ناشي از فشار برخي بر رهبري ذکر کرده است! مطلبي که به قلم سيد علي شمس نوشته شده و در سايت شخصي مشايي آمده است:

‌"نكته قابل تأ سف اين‌جاست كه در ماجراي اخير دوستان اصولگرا هم به جان احمدي نژاد ومشائي افتادند وآنقدر گفتند ونوشتند وبافتند كه رهبر حكيم انقلاب، بر اساس جو و فضاي ايجاد شده صلاح آقاي احمدي نژاد را در نامه‌اي به ايشان متذكر شدند كه البته متن نامه كه با احترام، عنوان ونام كامل آقاي مشائي را ياد كرده بود از ديد ونظر هوشمندان دور نماند "‌مع الاسف نه متن نامه در جلسه وعاظ قرائت شد و نه در سايت مشايي آورده شده است! علاوه بر آن، در اين سخنراني مي‌گويد نامه رهبري رسمي نبود بلکه روي يک تکه کاغذ کوچکي نوشته شده بود و در پاکت دست ساز گذاشته شده بود، کلمه "جناب‌" هم فراموش شده بود‌ که بعدا به آن اضافه کردند. مشايي مي‌گويد من به حکم رهبري مبني بر ضرورت برکناري واقف شدم و به احمدي نژاد گفتم که استعفا بدهم ولي ايشان اجازه نداد و گفت مثل گذشته نزد رهبري مي‌روم و حل مي‌شود لذا به من گفت بمان و من ماندم تا نامه توسط. ... منتشر شد.

بي ترديد نمره مشايي د‌ر ولايت پذيري 20 نيست؛ زيرا بر اساس نقل خودش (بر فرض صحت) در اين جا به جاي پذيرش دستور ولي فقيه، از دستور رييس جمهور پيروي کرده است! و عجيب اين که وي در اين نشست با تعابيري مثل اين که تعبير " کان لم يکن "که در حکم آمده از تعبير عزل بهتر است زيرا معنايش اين است که در گذشته اين حکم صادر نشده است. و اين با تعبير عزل متفاوت است بنابر اين از سوي رهبري مکلف به عزل شدن نشده ام!

. اصل حکم رهبري در باره رحيم مشايي از اين قرار است:

باسمه تعالي

جناب آقاي دكتراحمدي نژاد رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

با سلام و تحيت، انتصاب جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي به معاونت رئيس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالي و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگي ميان علاقمندان به شما است. لازم است انتصاب مزبور ملغي و كأن لم يكن اعلام گردد.

سيدعلي خامنه اي                                                                                    ادامه دارد......

27/4/88

+ نوشته شده توسط روان بخش در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 و ساعت 10:4 |