تبليغاتX
نوشتارهاي قاسم روانبخش - دبير سياسي پرتو

قدرت عليخاني، نمايندهِ مردم بوئين زهرا، روز يكشنبه در نطق پيش از دستور خود در مجلس شوراي اسلا‌مي،  ضمن گلا‌يه شديد از مشورت نكردن وزير كشور در انتخاب استاندار قزوين گفت:« چرا وزير كشور با آقايان ابوترابي و رحماني، دو نماينده استان قزوين، هماهنگي كرده ولي با عليخانيها (دو نمايندهِ ديگر  استان ) هماهنگي  نشده است؟ آيا اين نامردي نيست؟» وي افزود :«اگر به خاطر دوستانم محسني ها، حسيني ها، قرباني ها، باهنرها و نبوي ها نبود، امروز مطالبي را عنوان مي كردم كه جهان تحليل كند! من از شما عزيزان ‌كه راستي بوديد گلا‌يه دارم كه با من هم اين جوري؟! با من هم نامردي؟! آقاي رئيس جمهور با من هم نامردي؟!» عضو فراكسيون اقليت مجلس ضمن تأييد صلا‌حيت آقاي نصري به عنوان استاندار قزوين خاطر نشان كرد:« من معتقدم در  بين استانداراني كه انتخاب شده اند آقاي نصري اگر بهترين نباشد دومين نفر آن ها از نظر سابقه انقلا‌بي است ولي اين را بگويم كه اگر صد تا نصري را روي هم بگذاريد بدون من در استان قزوين موفق نخواهيد شد چون عليخاني و عليخاني ها در استان و در ايران اسلا‌مي يك واقعيت انكار ناپذيري هستند و شما خودتان هم قبول داريد؛ لذا بايد حواسِ دولت جمع باشد»! عضو مجمع روحانيون مبارز در پايان خطاب به احمدي نژاد گفت:« شما شعار مهرورزي داديد؛ انتظار داشتيم كه مهرورزي شما شامل حال ما هم بشود كه متأسفانه نشد.»

 متأسفانه بسياري  از مطبوعات و شخصيت ها،‌از كنار توهين هاي آقاي عليخاني به رئيس جمهور محترم كه -به رغم تلا‌ش ها و جوسازي هاي مافياي قدرت و ثروت، با آراي ميليوني مردم عدالت خواه به خدمتگزاري جمهور رسيد- بي اعتنا گذشتند؛ درحالي كه در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي ،‌كوچك ترين انتقاد از وي را برنمي تابيدند. شايسته بود رياست محترم مجلس شوراي اسلا‌مي، هنگام ايراد نطق وهنآميز نماينده مذكور،‌با قطع تريبون وي، مانع هتاكي او به برگزيده ملت ميشد.گفتني است تهديدهاي عليخاني نه براي اولين بار است و نه جدّي؛ زيرا پيش تر نيز مشابه اين گونه تهديدها را ابراز داشته كه حتي با قسم جلا‌له نيز همراه بود، ولي به آن ها عمل نكرده است! وي در انتخابات رياست جمهوري نهم در حضور صدها نفر از مردم قزوين - كه فيلم آن نيز در نشريه موجود است- ادعا كرد:« انتخاب آقاي هاشمي را با بيش از بيست ميليون را‡ي تضمين مي كنم. والله، تالله اگر به احتمال يك صدم، آقاي هاشمي در اين كشور انتخاب نشود، خود من هم از مجلس بيرون خواهم آمد و نمي مانم در آن مجلسي كه آقاي هاشمي نباشد و ديگري باشد، تمام خبرگزاري هاي داخل و خارج مخابره كنند، عليخانه به عنوان نماينده مردم اعلا‌م كرد اگر آقاي هاشمي در اين انتخابات پيروز نشود و ديگري پيروز شود استعفا خواهم داد»! وي سپس گفت:« مخالفين ما در قزوين فكر كردند مجلس براي ما تحفه است. ما به مجلس ارزش داديم و مي دهيم.»!! وي سپس از مردم خواست براساس اعلا‌ميه حمايت آميز آيت الله اردبيلي، صانعي، توسلي، امام جماراني و بجنوردي به آقاي هاشمي را‡ي بدهند تا تفكرات متحجرين در كشور حاكم نشوند! ولي ايشان علي رغم قسم جلا‌له پس از پيروزي احمدي نژاد و ناكامي آقاي هاشمي نه تنها حاضر نشد استعفا كند كه براي پيروزي پسرش در انتخابات ميان دوره اي نيز سنگ تمام گذاشت تا دونفري، ارزش بيش تري به مجلس بدهند!

شايان ذكر است مراسمي كه با حضور صدها دختر و پسر به حمايت از نامزدي پسر ايشان با عنوان «اميد را دوباره ميخوانيم» در دانشگاه آزاد برگزار شده بود، به كنسرت موسيقي تبديل شده و دختران بدحجاب با پسران به رقص مختلط پرداختند كه فيلم آن نيز موجود است
+ نوشته شده توسط روان بخش در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 10:16 |

 

به دنبال سخنان رئيس جمهور  درهمايش  «جهان بدون صهيونيزم» مبني بر اين كه “اسرائيل بايد از صحنه روزگار و نقشه جهان محو شود” دولت هاي غربي و صهيونيست ها موجي از مخالفت و هياهو بر ضد دولت ايران و به ويژه شخص آقاي احمدي نژاد به راه انداختند: وزارت امور خارجه انگليس آن را نگرانكننده و نفرت انگيز ناميد و كاردار ايران را براي اداي توضيحات فرا خواند. سخنگوي وزارت خارجه آلمان نيز اظهارات آقاي دكتر احمدي نژاد را غير قابل قبول خواند و آن را محكوم كرد. سخنگوي كاخ سفيد هم در واكنش به اظهارات رئيس جمهور ايران آن را محكوم كرد و گفت: اين اظهارات بر نگراني هاي ما درباره بلندپروازي هاي ايران تاكيد دارد. فرانسه، روسيه، اسپانيا، استراليا، كانادا، رئيس كميسيون اتحاديه اروپا و... با اظهارات مشابهي خواهان احترام به تماميت ارضي اسرائيل شدند. دبير كل سازمان ملل نيز با اظهار تأسف از سخنان رئيس جمهور ايران، گفت: اسرائيل سال هاست كه عضو رسمي سازمان ملل است و وظايف و حقوق يكسان با ساير اعضا دارد! نخست وزير اسرائيل هم كه از حمايت دولت هاي غربي به وجد آمده بود، خواهان اخراج ايران از سازمان ملل شد!

درباره بيانات آقاي رئيس جمهور و هياهوي غربي ها نكاتي را متذكر مي شويم:

1. دو سال پيش، رئيس جمهور امريكا مشابه سخن دكتر احمدي نژاد درباره دولت غاصب اسرائيل را درباره ايران اسلامي بيان كرد و گفت: جمهوري اسلامي بايد از روي نقشه زمين محو شود! وي سپس لايحه اختصاصي مبلغ چهل ميليون دلار براي هدف مذكور را به مجلس آن كشور فرستاد و پس از تصويب، آن را براي انجام دادن عمليات ضد انقلابي اعم از فرهنگي، نظامي و اقتصادي هزينه كرد. متأسفانه آن اظهارات درباره ايران هيچ گونه اعتراضي از سوي كشورهاي مذكور را در پي نداشت؛ گويا آن را طبيعي و به حق ميدانستند! حال چگونه است كه همين كشورها با سياست يك بام و دو هوا، از سخنان رئيس جمهور ايران بر ضد رژيمي اشغالگر كه دستش به خون صدها هزار فلسطيني آغشته است، اين گونه بر مي آشوبند؟!

2. مدعيان اصلاح طلبي و رسانه هاي وابسته به آن ها، در اقدامي هماهنگ با بيگانگان به دنبال القاي اين نكته اند كه دولت دكتر احمدي نژاد از اصول ديپلماسي آگاه نيست؛ زيرا مطالبي را از تريبون رسمي نظام بيان ميكند كه جايگاه آن در نماز جمعه است. آن ها مي گويند: اين گونه موضع گيري ها موجب ايجاد تنش ميان ايران و ساير كشورها مي شود و چه بسا مشكلاتي براي كشور به وجود  ميآورد؛ و ادعا ميكنند: بهترين راهبرد در عرصه بين المللي، سياست تنش زدايي آقاي خاتمي است كه سال ها در جهت نهادينه كردن آن كوشيد و قرار بود آقاي هاشمي رفسنجاني - آن گونه كه در بياينه رسمي انتخاباتياش بود - آن را ادامه دهد و صلح خاورميانه تحقق يابد. آقاي خاتمي در همين سياست در واكنش به سخنان دكتر احمدي نژاد گفت: “نبايد حرفي بزنيم كه مشكلات اقتصادي و سياسي ايجاد كند. حرف هايي نزنيم كه در دنيا صدها مشكل براي خود به وجود آوريم(1)“. از سوي ديگر و به رغم اين جوسازي ها، خبرهاي رسيده از جهان اسلام نشان مي دهد كه سخنان رئيس جمهور درباره اسرائيل، روح اميد را در جان هاي صدها ميليون مسلمان دميده است و آنها از الگو قرار گرفتن راهبرد حضرت امام درباره رژيم صهيونيستي به وسيله آقاي احمدي نژاد، بسيار خوشحال شده اند. اين حركت موجب شد مسلمانان جهان پس از مواضع انفعالي دولت پيشين درباره عراق و افغانستان، بار ديگر جمهوري اسلامي ايران را الگوي حركت هاي انقلابي بدانند و براي محو اسرائيل از صحنه روزگار، استوارتر از گذشته بسيج شوند. مقام معظم رهبري نيز با پشتيباني قاطع از بيانات رئيس جمهور، فرمودند: “جنجال ها عليه موضع رئيس جمهور نشانه اقتدار ايران است” ايشان در ادامه فرمودند: “انسان حقيقتا از اين كه اين گونه كشورها، اين قدر تحت نفوذ صهيونيست ها هستند در برابر بشريت شرمنده مي شود(2)“ با اين اوصاف، شايسته است اصلاح طلبان كه برخي از آن ها مدعي خط امام هستند، اندكي بينديشند  و بنگرند كه با چه كساني هم موضع هستند؟!

3. موضع آقاي احمدي نژاد در همايش جهان بدون صهيونيزم، نكته نويي در بر نداشت؛ بلكه تأكيد بر همان فرمايش هميشگي حضرت امام(ره) بود كه: اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود پس چرا اكنون كه آقاي احمدي نژاد همان فرمايش امام(ره) را تكرار مي كند، اين گونه جنجال به راه مي اندازند؟! الف) استكبار جهاني به خوبي دريافته است كه در ايران و جهان اسلام، چه اتفاق باشكوهي رخ داده است. با انتخاب دكتر احمدي نژاد، آن ها همه زحمات خود را در منفعل كردن جمهوي اسلامي، بر باد رفته ميبينند؛ 16 سال تلاش پي گير براي حذف تفكرات انقلابي حضرت امام(ره) در ايران و جهان اسلام ناكام مانده شعارهاي ايشان به وسيله رئيس جمهور انقلابيمان، از بلندترين تريبون سياسي جهان (سازمان ملل) فرياد زده مي شود. آن ها در هراسند همان فريادي كه انتفاضه فلسطين را پديد آورد، آن را در سراسر كشورهاي اسلامي گسترش بخشد و صهيونيسم را از فلسطين و ساير بلاد اسلامي ريشهكن سازد.

ب) به دنبال اعمال سياست هاي تنش زدايي دولت اصلاحات كه نزديك بود به اجراي كامل صلح خاورميانه بينجامد! چنين القا مي شد كه طولي نخواهد كشيد ايران اسلامي نيز اسرائيل را به رسميت بشناسد. از اين رو كشورهاي عربي را به گونه اي آماده كرده بودند كه براي به رسميت شناختن اسرائيل به صف بايستند. فرياد احمدي نژاد در سازمان ملل و نيز همايش جهان بدون صهيونيزم، به دولت هاي اسلامي فهماند كه موضع اصولي ايران اسلامي هيچ تغييري نكرده و اسرائيل نه تنها رسميت ندارد بلكه بايد نابود شود. موضع رئيسجمهور، توطئه بزرگ صهيونيزم و امپرياليزم را خنثي كرد، و از اين رو حق دارند عصباني باشند “قل موتوا بغيظكم”.

4. صرف نظر از موضع گيري هاي سياسي و هياهوهاي خارجي و داخلي، مردم مسلمان ايران و ساير مسلمانان جهان اين نكته را باور دارند كه عصباني دشمنان از موضع گيري هاي انقلابي، نشانه حقانيت آن است. بي گمان بازگشت به شعارها و مواضع امام(ره)، نجات بخش و رويگرداني از آن ها موجب خواري و رسوايي است.

امروزه همه ملت هاي مسلمان جهان دريافته اند كه اسرائيل و امريكا جز زبان زور  نميفهمند؛ بايد همه دست به دست هم دهيم، اسرائيل غاصب را از صفحه روزگار حذف كنيم و از اين همه جنجال   و هياهو نهراسيم؛ زيرا وعهده الهي مبني بر نصرت مؤمنان حق است.

پي نوشت ها

1. جرايد،9/8/84

2.سياست روز،9/8/84

 

+ نوشته شده توسط روان بخش در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 10:15 |

1. حدود چهار سال پيش مقام معظم رهبري در اهميت اجراي سياست نظارت بر عملكرد قواي سه گانه فرمودند:« حضور رهبري در همه بخش هاي كشور به معناي حضور سياست هاي رهبري است كه بايد بادقت اجرا شود. من به شما عرض مي كنم: هر جايي كه اين سياست ها اجرا شده، كشور سود كرده است اما در طول سال هاي گذشته از ده-دوازده سال پيش تاكنون هرجا از اين سياست ها تخلف شده كشور ضرر كرده است كه گاهي ضررش را فهميدهاند،  گاهي هم بعد از گذشت مدتي ضررش را فهميده اند.» (1)

2. همان گونه كه رياست مجمع تشخيص مصلحت گفته است،مقام معظم رهبري از چند سال گذشته - شايد بيش از هفت سال پيش- اين مهم را ازمجمع تشخيص مصلحت نظام خواسته بودند. مجمع تشخيص پس از بررسي، چگونگي نظارت مجمع بر قواي سه گانه راتصويب  و به مقام معظم رهبري پيشنهاد كرد وبه امضاي معظم له رسيد.

3. ترديدي نيست كه نظارت آن هم به وسيله نهادي كه زيرمجموعه هيچ يك از قواي سه گانه نيست، بسيار پسنديده است و در جهت رعايت حقوق مردم در امور گوناگون بسيار مؤثر خواهد بود؛ ولي اين پرسش مطرح است كه چرا اين امر پسنديده اين قدر باتأخير انجام شده است؟ به راستي در زماني كه دولت اصلا‌حات،زمام امور كشور را در دست داشت و فسادسياسي، اقتصادي، فرهنگي واجتماعي آن همه مشكلا‌ت را براي كشور به وجود آورده بود، اگر مجمع تشخيص، موضوع نظارت را جدي مي گرفت و به تصويب مي رسانيد، نمي توانست جلوي بسياري از اين تخلفات را بگيرد؟! مردم متدين انتظار داشتند مجمع تشخيص مصلحت با نظارت بر وزارت سابق ارشاد، از چاپ صدها كتاب ضداخلا‌قي و اكران ده ها فيلم مستهجن و خلا‌ف اخلا‌ق مانع مي شد و از اجراي تئاترهايي همچون تئاتر جشنواره ايران زمين جلوگيري مي كرد. شايسته بود كميته نظارت مجمع تشخيص در آن زمان، تشكيل و  مانع حيف و ميل و اختلا‌س صدها ميلياردي در وزارتخانه هاي گوناگون مي شد. ولي مع الا‌سف چنين چيزي اتفاق نيفتاد تا اين كه دولت آقاي خاتمي به پايان رسيد و در آغازين ماه هاي تشكيل دولت جديد كه خود با شعار مبارزه با فقر، فساد و تبعيض سركار آمده و عزمش را بر قطع دست دزدان بيت المال جزم كرده است، پرونده نظارت بر قواي سه گانه مطرح شد  و در چرخه اجرا قرار مي گيرد! ما از حركت جديد مجمع تشخيص مصلحت در اين امر مهم به شدت استقبال مي كنيم؛‌چرا كه نظارت بر كارها هرچه بيش تر باشد،‌سلا‌مت آن بيش ترمي شود ولي اين گلا‌يه هم از رياست مجمع داريم كه چرا با اين تأخير؟! و چه كسي جوابگوي آن همه حيف و ميل و تضييع بيتالمال است؟!

4. نكته مهم اين است كه اگر مجمع محترم تشخيص مصلحت نظام، خواهان نظارتي قاطع و درخور شأن نظام مقدس اسلا‌مي است، بايد كساني را براي مسؤوليت نظارت برگزيند كه بي اعتنا به وابستگيهاي حزبي و گروهي، فقط به اعتلا‌ي ايران اسلا‌مي، تحقق خواستها و آرمان هاي رهبري و خدمت رساني به مردم عدلت خواه بينديشند و پيشينيه عملي آن ها هم دليلي بر آن باشد. ولي با نگاهي به گرايش هاي سياسي و پيشينيه كاري برخي اعضاي كميته نظارتي مجمع، به نظر مي رسد نمي توان به اعمال نظارت واقعي - بدون مداخله گرايش هاي سياسي-  چندان خوشبين بود. به راستي آيا مجمع تشخيص مصلحت نمي توانست افرادي شايسته تر  را براي پيگيري خواست مبارك مقام معظم رهبري برگزيند؟!

پي نوشت

1.كيهان،9/8/80

+ نوشته شده توسط روان بخش در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 10:9 |

 

. همواره  تبليغات براي دولت ها يك اصل و ضرورت است. تبليغات مي تواند يك دولت را سرنگون و چه بسا دولت ساقط شده را دوباره حاكم كند. معاويه با راهاندازي شبكههاي گوناگون تبليغاتي شامل خوانندگان، نويسندگان، مبلغان، شعرا و... توانست نزديك به چهل سال  شام و سپس جهان اسلا‌م حكومت كند و با همان شيوه هاي تبليغي چنين وانمود كند كه اميرالمؤمنين(ع) نماز نميخواند، و لعن امام(ع) را در مناطق زير سيطره خود به يك عبادت نهادينه سازد! طبيعي بود كه در برابر اين همه شبكه هاي تبليغاتي، فرياد امام معصوم(ع) و يارانش ره به جايي نبرد و مردم در زير شديدترين بمباران تبليغاتي هنگام ضربت خوردن ايشان بپرسند: علي(ع) را با مسجد و محراب چه كار؟!  همان دستگاه گسترده تبليغاتي اموي توانست مسلمانان به ويژه مردم كوفه را براي كشتن فرزند پيغمبر خود بسيج كند.

اگر امروزه مي بينيم دولت هاي بزرگ و ابرقدرت جهان مبالغي سنگين از بودجه خود را به تاِسيس ماهواره و شبكه هاي گوناگون درون مرزي و برون مرزي اختصاص مي دهند و مطبوعات كشور خود و حتي مطبوعات ديگر كشورها را در اختيار مي گيرند دقيقا در جهت همين سياست است. آن ها فهميده اند مهم ترين ابزار براي سلطه بر ديگر كشورها و نهايت سرمايه هاي آنان همان تبليغات است؛ زيرا مردم در زير بمباران شديد تبليغاتي توان تصميم گيري ندارند بلكه چشم و گوش بسته، آن گونه مي انديشند كه تصميم سازان ميخواهند. همه شاهد بوديم كه در هشت سال اخير، مطبوعات به اصطلا‌ح اصلا‌ح طلب حتي چنين وانمود كردند كه«استقلا‌ل» مطلوب نيست و اگر بخواهيم پيشرفت كنيم، بايد به امريكا و اروپا وابسته شويم! 

2. به همان اندازه كه تبليغات  در بخش منفي مؤثر است، در بخش مثبت نيز تاِثير خواهد گذاشت. اگر مردم از اخبار آگاه شوند و در بارهِ مسائل كشور درست توجيه گردند، تبليغات منفي امكان ندارد چندان مؤثر واقع شود. براي نمونه مي توان به چند مورد اشاره كرد؛

الف) نگرش مردم به رژيم اشغالگر قدس. امام(ره) با نام گذاري جمعه آخر ماه رمضان به «روز قدس»، ضرورت آزادي بيت المقدس را در فرهنگ ملت ايران جاي داد. و رسانه ملي و مطبوعات در معرفي چهره زشت صهيونيسم به مردم نقش بسزايي ايفا كرده اند؛ از اين رو تبليغات گستردهِ شبكه هاي گوناگون خارجي و برخي روزنامه هاي داخلي در چند سال اخير كوچك ترين خللي بر تصميم مردم ايران داشته باشد؛ ملت ايران هر سال پرشورتر از گذشته به صحنه مي آيد.

ب)فناوري هسته اي نيز امروز جزو فرهنگ اين ملت شده و هيچ كس را ياراي آن نيست كه در مخالفت با اين حق موضع گيري كند. مقام معظم رهبري با سخنراني هاي پي در پي اين حق ملت را به آن ها گوشزد كرد و رسانه ملي و برخي مطبوعات   در اين فرهنگ سازي، بسيار نقش آفرين بودند. شايد بتوان گفت يكي از دلا‌يل عمدهِ شكست اصلا‌ح طلبان در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري، موضع گيري آن ها عليه فناوري هسته اي بود به گونه اي كه سران آن ها در مجلس براي مهار آن ،طرح سه فوريتي پيشنهاد داده بودند!

ج) استفاده از كمربند و كلا‌ه براي ماشين ها و موتور سيكلت.بر اثر تبليغات مثبت در صدا و سيما و برخي مطبوعات، استفاده از كمربند و كلا‌ه براي رانندگان و موتور سيكلت دانان در حال نهادينه شدن است.

3. پس از مباحث مذكور، با اندكي تفكر به اين پرسش پاسخ دهيد: چرا پس از خرداد 1376، مطبوعات قارچ گونه روييدند؟ چرا به بهانه مقدم بودن توسعه سياسي يك باره در زماني كوتاه صدها نشريه مجوز چاپ گرفت؟ روزنامه هايي رنگي دراندازه اي يكسان وبا مطالب مشترك با تيترهاي متنوع و گاه مشابه از يك ساختمان بيرون مي آمد و به روزنامههاي زنجيره اي معروف شد. جريان هايي را پي مي گرفتند و در واقع براي پشتيباني از دولت اصلا‌حات! به ميدان آمده بودند. مطبوعات، سايت ها و راديوهاي بيگانه، عقبه آن ها را تقويت مي كردند و حتي در زير فشار شديد آن ها ،رسانه ملي نيز مجبور بود اخبار هدايت شده آنان را پوشش دهد. فراموش نمي كنيم كه در جريان ترور سعيد حجاريان، وي نزديك به بيست روز در صدر اخبار شبكه هاي سيماقرار داشت!

تبليغات گسترده رسانه ها و پشتيباني رسانه هاي خارجي از مدعيان توانست گروهي را كه جز خود و حزب و گروه خويش كسي را نمي ديدند و انگيزه اي جز خدمت به هم پيالههاي خود نداشتند، طرفدار مردم معرفي كند، و خادمان حقيقي را مخالفان مردم بنامد! البته حقيقت براي هميشه در پس ابر نمي ماند و به مرور زمان براي مردم آشكار مي شود. آراي مردم در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و به ويژه رياست جمهوري نهم بيانگر اين مدعا است.

4. به نظر مي رسد اكنون كه دولت برخاسته از مردم آقاي احمدي نژاد تشكيل شده و ميليون ها دل محروم بدان اميد بسته و عزم شياطين جن و انس براي سنگ اندازي وشكست آن جزم شده، بايد در جهت تبليغات مثبت كوشيد، شايعات را خنثي كرد، خدمات انجام شده را به آگاهي مردم رساند و مشكلا‌ت سر راه را نيز نشان داد. اگر مردم متوجه شوند، خود براي برداشتن مشكلا‌ت از سر راه دولت خويش اقدام و زمينه را براي خدمت فراهم خواهند كرد. ولي معالا‌سف دولت آقاي احمدي نژاد پس از گذشت دو ماه، هنوز تريبوني براي رساندن مطالبش به مردم در اختيار ندارد!

در مجلس خبرگان رهبري به جاي دعوت از ايشان، رئيس جمهور سابق (آقاي خاتمي) دعوت ميشود! و اگر نبود تلا‌ش جمعي از اعضاي خبرگان، امكان سخنراني ايشان فراهم نمي شد! در مراسم شب هاي قدر در حرم امام(ره) نيز كه بر اساس سنت 16 ساله يك شب را به سخنراني رئيسجمهور اختصاص مي دهند، به جاي ايشان از رئيس جمهور سابق دعوت شد. گويا توليت  حرم امام (ره) هنوز نمي داند مردم رئيس جمهور ديگري را برگزيده اند! مطبوعات نيز وضعيت مشابهي دارند. مطبوعات وابسته به جريان اصلا‌ح طلبي عليه دولت جريان سازي ميكنند. برخي مطبوعات راست سنتي نيز به همان جريان پيوستهاند و گاه در خط مقدم تهاجم عمل ميكنند! بعضي از آن ها نيز با بازتاب اخبار ناقص ،همه حقيقت را منعكس نميكنند. صدا و سيما نيز كه بايد اخبار فعاليت ها و سخنراني هاي رئيس جمهور را بازتاب دهد، گاهي درست عمل نمي كند و گاه اخبار پنج قلو زاييدن يك گربه در آفريقا را مهم تر از اخبار سخنان رئيس جمهور در جمع دانشجويان مي داند! در اين ميان تلا‌ش چند روزنامه و هفته نامه مانند كيهان و سياست روز گرچه مفيد و مؤثر است ولي در برابر امواج سنگين تبليغاتي رسانه هاي خارجي و داخلي تأثير چشمگيري ندارد.

به نظر مي رسد آقاي احمدي نژاد بايد اولا‌  ضمن نظارت بر پوشش صحيح خبرهاي دولت از سوي صدا و سيما دو هفته يك بار با تبليغاتي قبلي به طور زنده با مردم سخن گويد. ثانيا مطبوعات و سايت هايي را كه مي توانند در هر بخش مؤثر باشند، فعال كند. به جريان سازان مطبوعاتي نيز تذكر دهد. با فعال كردن نيروهاي اطلا‌عاتي، ارتباطهاي آن بخش از آن ها را كه از خارج پشتيباني مي شوند قطع كند، عوامل نفوذي دشمن را از مطبوعات اخراج نمايد و با راه اندازي روزنامه و تقويت روزنامههاي موجود، حقايق را به آگاهي مردم برساند.

 

+ نوشته شده توسط روان بخش در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 7:44 |

 

با نگاهي به تاريخ 27 ساله انقلاب اسلامي مي‌توان به اين نكته مهم دست يافت كه هيچ‌گاه نبايد به پيروزي هاي به دست آمده دل خوش داشت،چرا كه اين خشنودي موجب سستي در كار مي‌شود و انقلابيون را از ادامه حركت باز داشته يا سست مي‌كند.در عرصه نظامي هرگاه رزمندگان اسلام به پيروزي‌هاي به دست آمده دل خوش كرده،مغرور شدند ،فرداي آن شكست تلخي در انتظارشان بود، چرا كه دشمن با استفاده از  غفلت آن ها به بازسازي نيروهايش مي‌پرداخت و با عملياتي سنگين ، پيروزي را به كام آن ها تلخ مي كرد؛ امري كه در جنگ احد اتفاق افتاد.

در جبهه سياسي نيز امر به همين منوال است. پيروزي‌هاي به دست آمده نبايد جبهه اصول‌گرا را سرگرم و از برنامه‌ريزي‌هاي احزاب وابسته غافل كند. هنگامي كه در سال 1360 به دليل مخالفت جبهه ملي و نهضت آزاديبا لايحه قصاص، ارتداد  آن ها از سوي امام (ره) اعلان شد هيچ كس باور نمي‌كرد كه اين احزاب منحله روزي بتوانند در اين كشور خودي نشان بدهند ولي سازمان دهي جديد و برنامه‌ريزي دقيق و پي‌گيري‌هاي جدي آن ها و غفلت نيروهاي ارزشي موجب شد كه در دوم خرداد 76 به قدرت برسند و بر خلاف نظر حضرت امام (ره) در كشور منصب بگيرند! كار به جايي رسيد كه يكي از بزرگان در سخنراني پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه تهران بخشي از كتاب  “ راه طي شده “ مهندس بازرگان را بدون ذكر نام نقد كرده و پس از سخنراني، از سوي وابستگان به نهضت آزادي به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود!

اكنون نيز وضع همين گونه است . شايد تصور شود رسوايي‌هاي حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب و ديگر احزاب مدعي اصلاح طلبي به اندازه‌اي است كه ديگر امكان ندارد سرپا بايستند. موضع گيري‌هاي مدعيان اصلاح طلبي نشان ميدهد كه آن‌ها براي رسيدن به قدرت نقشههايي را در سر مي‌پرورند؛

1. تشكيل شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات!

مدعيان اصلاح طلبي ظاهراً “تشكيل شوراي هماهنگي گروه‌هاي انقلاب اسلامي” را الگوي حركت خويش قرار داده و در صددند با تشكيل “شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات” در انتخابات شوراها به پيروزي رسيده ، سپس با تسخير مجلس هشتم راه  را براي پيروزي خود در انتخابات دهم رياست جمهوري هموار سازند. در اين راستا آقاي محمد سلامتي -دبير سازمان  نامشروع مجاهدين انقلاب مي‌گويد:« شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات» يك حزب نيست ولي از گروه‌‌ها و احزاب مختلف با ديدگاه‌هاي گوناگون تشكيل شده است. وي ميافزايد:  به آيندهِ جبهه اصلاحات و تقويت و توسعه آن خوش‌بين هستم.(1)

2. تهيه يك مانيفست

ابطحي، معاون سابق آقاي خاتمي در امور پارلماني، مي‌گويد: جبهه اصلاحات نيازمند نقد و بازنگري در گذشته خود است و مي‌تواند با يك مانيفست مشخص فعاليت‌هاي خود را سامان  دهد و براي آينده   برنامه‌ريزي كند.

آقاي هادي خانيكي نيز با تاكيد بر روشن بودن آينده اصلاح طلبان مي‌گويد: آينده تاريك نيست؛ چون براي نيروهاي فكور اصلاح طلب به لحاظ عدم حضور در دولت فرصتي فراهم شده است كه بهتر بيانديشند و سازماندهي كنند.(2)

3 .گرفتن چهره‌اي دو گانه به خود

آقاي خاتمي كه اخيراً طي حكمي از سوي آقاي هاشمي رفسنجاني به عضويت شوراي عالي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص در آمده است ،در ديدار با گروه‌هاي 18 گانه موسوم به اصلاح طلب گفت: “ آنچه در حال رخ دادن است پيروزي يك جناح و شكست جناحي ديگر نيست بلكه وضعيت نگران كننده‌اي است كه نسبت به اساس و موجوديت ايران ايجاد نگراني مي‌كند”(3 )وي سپس براي مقابله با اين جريان مي‌گويد:« جبهه اصلاحات بايد مبدا‡ هويت خود را انقلا‌ب اسلا‌مي معين كند.»(4 ) متوجه  شده است كه موضع‌گيري هشت ساله آن‌ها عليه انقلاب و ارزش‌هاي ديني و ترويج و دفاع از فرهنگ بيگانگان به ضرر آن‌ها تمام شده. به عبارت ديگر آقاي خاتمي كه روزي معتقد بود بايد از فرق سر تا نوك پا غربي شد وميگفت راه هرگونه پيشرفتي از تمدن غرب مي‌گذرد، اكنون توصيه مي‌كند بايد مبدا‡ هويت خود را انقلاب اسلامي قرار داد! به راستي آيا ايشان از اعتقاد خود برگشته است يا مشاهدهِ استقبال گستردهِ ملت ايران از شعارهاي انقلابي و ارزشي آقاي احمدي نژاد موجب شده كه چهره‌اي ارزشي به خود بگيرد تا در آينده‌اي نه چندان دور واقعيت را بر مردم مشتبه سازد؟!

آقاي خاتمي ضمن واردكردن اتهام “تحجر” به برخي مؤسسات آن‌ها را متهم كرده است كه “تحجر را به شيوه امروزي تئوريزه كرده و به خورد جوانان مي‌دهند” (5)وي براي مقابله با اسلامي كه او آن را “تحجر” مي‌نامد به دوستانش توصيه مي‌كند: “ جبهه اصلاحات نيز اولويت خود را در تئوريزه كردن و كارآمد كردن اسلام ناب قرار دهد و براي تحقق اين امر بايد منبع نظري‌اش را نيز يك منبع روحاني قرار دهد.” رئيسجمهور سابق بدون اشاره به اينكه مرادش از “ ناب “ چيست، ميافزايد: بايد نيروهاي كنار گذارده شده از مديران اجرايي با اساتيد دانشگاه هماهنگ شوند و مدل جمهوري اسلامي و كارآمدي آن را به شيوه جديدي ارائه  كنند تا بتوانيم دو سه سال آينده مدلي براي كارآمدي حكومت داشته باشيم”.

همان‌گونه كه ملاحظه شد آقاي خاتمي اصول كلي مانيفست آقاي ابطحي را پيشنهاد كرده و آنان درصددند با برنامه ريزي جديد و حساب شده به قدرت باز گردند. آن‌ها گمانمي‌كنند برنامه ريزي‌هاي مذكور در كنار تبليغات گسترده و فعاليت‌هاي تخريبي عليه دولت مي‌تواند مؤثر باشد و در آينده‌اي نزديك بازگشت به قدرت را براي آن‌ها رقم بزند. اميدواريم رئيس جمهور محبوب با تلاش و پيگيري‌هاي خود،دست مفسدان اقتصادي را از بيت المال قطع كرده و با ايجاد وحدت و همدلي بيشجبهه ملي و نهضت آزاديتر ميان نيروهاي ارزشي، خدمت به مردم را در سرلوحه حركت خويش قرار دهد، كه در اين صورت همه برنامه‌ريزي‌ها و تبليغات سوء مدعيان اصلاح طلبي خنثي خواهد شد و ديگر خواب آن ها براي بازگشت به قدرت ،تعبير نخواهد شد.

 

پي نوشت ها

1. مصاحبه با محمد سلامتي دبير سازمان مجاهدين ،جرايد و سايت‌هاي مختلف،22/7/84 

2. سايت امروز، مصاحبه با هادي خانيكي،  5/6/84

3. سايت انتخاب، 19/7/84

4 و5. همان

+ نوشته شده توسط روان بخش در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 7:43 |

 

بررسي تاريخ انقلا‌ب و شعارهاي امام و مردم از آغاز نهضت تا كنون نشان ميدهد كه ملت مسلمان ايران به رهبري حضرت امام راحل(ره)  خواهان برپايي نظام اسلا‌مي و تشكيل دولت اسلا‌مي بوده اند. آنها در راهپيمايي هاي ميليوني خود يكپارچه فرياد برميآوردند: «استقلا‌ل، آزادي، جمهوري اسلا‌مي» و بر اين اصل تأكيد ميورزيدند كه خواهان اجراي كامل احكام اسلا‌م هستند. مردم در نخستين رفراندوم پس از انقلا‌ب، با آراي 2/98 درصدي خود به «جمهوري اسلا‌مي»  آري گفتند و پس از آن نظام اسلا‌مي با را‡ي قاطع ملت به خبرگان قانون اساسي و سپس قانون اساسي شكل گرفت. گر چه گامهاي مثبتي براي تشكيل دولت اسلا‌مي برداشته شده ولي هنوز  اين دولت  برپا نشده است. از اين رو مقام معظم رهبري در 6/8/83 فرمودند: «ما امروز در مرحله دولت اسلا‌مي و كشور اسلا‌مي قرار داريم، بايد دولت اسلا‌مي را ايجاد كنيم. امروز دولت ما سهم خوبي از حقايق اسلا‌مي و ارزشهاي اسلا‌مي را دارد؛ اما كافي نيست. آنچه ما مسؤِولا‌ن احتياج داريم، اين است كه كارآمدي خود نظام را افزايش دهيم. كارآمدي هم بايد در جهت تحقق خواستها و اهداف اسلا‌مي باشد؛ در جهت پياده شدن و عيني شدن ارزشها در جامعه باشد. بايد بيش تر به سمت اسلا‌مي شدن، مسلمان شدن و مؤمنانه و مسلمانه زندگي كردن برويم. بايد به سمت زندگي علوي برويم.» (1)

در همين جهت بود كه بسيجي مخلص، جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، پا به ميدان گذاشت و با طرح شعار «تشكيل دولت اسلا‌مي» و تحقق ارزشهاي الهي مردم خسته از شعارهاي تكراري غربپسند را به سوي خود جذب كرد و برگزيده آنها شد. آيتاللهمصباح نيز با تأكيد بر تشكيل دولت اسلا‌مي و انتقاد از دولتهاي پيشين اظهار داشت: «اگر دولتهاي قبلي اسلا‌مي و كارآمد بودهاند،پس  اين نابسامانيها از كجا است؟ ... اگر ميبينيد امروز يك نسيمي وزيده و يك اميدي ايجاد شده، براي اين است كهدر پانزده شانزده سال اخير، مردم آنقدر نابساماني و ستم ديده اند كه به دنبال عدالت هستند.» (2) ايشان درباره پيروزي آقاي دكتر احمدي نژاد افزود: «پيروزي رئيس جمهوري منتخب يك موج عظيم معنوي است كه بشارتدهنده جهش بزرگ در جهان اسلا‌م مي باشد. پيدايش اين نقطه عطف نيازمند متصدياني است كه روحيه انقلا‌بي و مديريت اسلا‌مي داشته باشند.» (3) به دنبال سخنان مقام معظم رهبري و استاد مصباح، مدعيان اصلا‌ح طلبي تهاجم تبليغاتي سنگيني عليه آيت الله مصباح به راه انداختند؛

الف) آقاي توسلي، عضو مجمع روحانيون مبارز، در نطق پيش از دستور خود در مجمع تشخيص مصلحت گفت: «آقاي مصباح گفته است از ابتداي انقلا‌ب تا كنون در ايران دولت اسلا‌مي نبوده. آيا دولت مهندس موسوي، دولت هاشمي و يا دولت خاتمي همه دولت كفر بوده اند؟ دولت هايي كه بعضي شان در دوران امام بودهاند.» (4) بازتاب در ادامه به نقل از محمدعلي ابطحي مينويسد: «آقاي توسلي ديشب در جمع بزرگاني از كشور اين حرفها و نيز مذاكرات ديگري كه در حاشيه مجمع صورت پذيرفته و قابل نشر نيست را مطرح كرد و گفت: آقاي هاشمي مواردي را كه آقاي توسلي گفته قبول داشته ولي اضافه كرده است كه اگر من در اين مسائل حرف بزنم، عدهاي عكس آن را تبليغ ميكنند و بدتر ميشود.» (5)

ب) آقاي هاشمي در نخستين خطبه پس از انتخابات رياست جمهوري  موضع گرفت و گفت: «برخي افراد خشك مقدس و كم اطلا‌ع اين گونه مطرح مي كنند كه نظام ما در گذشته اسلا‌مي نبود. اين افراد ميخواهند با طرح اين مسائل، گذشته انقلا‌ب را معيوب جلوه دهند.» وي افزود: «ميخواهند خيل عظيم انسان ها را بدنام كنند و بگويند ميخواهيم آدم بسازيم. اين نوع افكار و اظهارنظرها خيانت به انقلا‌ب و نظام است!» (6)

ج) آقاي موسوي لا‌ري، وزير سابق كشور، در همايش استانداران سراسر كشور گفت: «برخي كه مدام ميگفتند در 26 سال گذشته دولت و حكومت اسلا‌مي نداشتهايم اين روزها تخفيف دادهاند و سخن از خيانت  در جمهوري اسلا‌مي در 16 سال گذشته ميكنند. اگر اين دولت و حكومت، اسلا‌مي نبود فرزندان مردم چرا در جنگ تحميلي به استقبال شهادت رفتند و اگر در 16 سال گذشته خنايت شده مگر مي توان يك نهاد يا يكي از قوا را مسؤول دانست و آيا در اين مدت دو قوه ديگر كارشان  را به خوبي و بدون عيب و نقص انجام داده اند؟ اين سخنان در حالي مطرح مي شود كه در را‡س نظام و هرم مديريت كشور ولي فقيه و رهبري كشور قرار دارد.» وي افزود:‌«خدا كند كه اين حرف ها از سر غرض ورزي نباشد و خدا كند كه

گروه هايي مثل انجمن حجتيه معركه گير اين ميدان نباشند و درصدد انتقام گيري از فكر و انديشه امام و نظام برنيامده باشند...» (7)

د) پس از كليد خوردن اين تهاجم از سوي افراد مذكور و روشن شدن چراغ سبز براي روزنامه ها و سايتهاي مدعي اصلا‌ح طلبي، تهاجم سنگين تبليغاتي عليه آيتالله مصباح آغاز شد؛ خبرها، تحليل ها و مقالههاي گوناگوني به نگارش درآمد كه چرا ايشان اسلا‌مي بودن دولت هاي پيشين را زير سؤال برده است. و جالب تر اين كه عمده اين اعتراضها از سوي كساني بود كه در اوج جريان اصلا‌ح طلبي گاه دين را افيون دولت ها و ملت ها دانسته، زماني در بيانيه رسمي خواهان حذف پسوند «اسلا‌مي» از جمهوري اسلا‌مي شده و گاه طي لا‌يحه اي  برداشتن شرط اسلا‌م از شرايط نامزدهاي انتخاباتي مجلس را پيشنهاد كرده بودند!

هـ)  به دنبال اين تهاجم سنگين، مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران به همه اين پرسش ها و جوسازيها پاسخ دادند و فرمودند: «دولت اسلا‌مي آن دولتي است كه در آن رشوه نباشد، فساد اداري نباشد، ويژه خواري نباشد، كمكاري نباشد، بي اعتنايي به مردم نباشد، ميل به اشرافيگري نباشد، حيف و ميل بيتالمال نباشد. كشور اسلا‌مي يعني آن كشوري كه اسلا‌م نشاط آور، اسلا‌م تحرك آفرين، اسلا‌م بدون كج انديشي و تحجر و انحراف، اسلا‌م بدون التقاط بر آن حاكم است.» (8)

ايشان با بيان ويژگيهاي مذكور، پاسخ  حرف هاي پيشگفته را دادند. چگونه ميتوان دولتي را  اسلا‌مي دانست كه در آن نماينده يك مسؤول 15 ميليارد تومان حق بازديد از بانك بگيرد و ويژه خواري، رانت خواري و فساد فرهنگي، اقتصادي و سياسي وجود داشته باشد؟!

مقام معظم رهبري براي پاسخ به اين تهاجم تبليغاتي، بار ديگر روند شكل گيري نظام اسلا‌مي و كشور اسلا‌مي را بيان كردند و فرمودند: «هدف اين است كه بشويم يك كشور اسلا‌مي، كشور اسلا‌مي يعني آن كشوري كه اسلا‌م حيات بخش بر آن حاكم شود ... ما براي اين كه اين كار تحقق پيدا كند در درجه اول يك انقلا‌ب لا‌زم داشتيم؛ اين كار را ملت با كمال قدرت و با موفقيت كامل انجام دادند. حركت بعدي اين بود كه يك نظام اسلا‌مي تشكيل شود يعني ترتيب اداره كشور همان جوري كه اسلا‌م گفته است در اين كشور به وجود بياورند. اين كار را هم ملت ما با موفقيت انجام دادند. قانون اساسي تنظيم شد و اين آرايش و جنبش سياسي به وجود آمد، مردم سالا‌ري ديني را در اين مملكت حاكم كرد ... دين مايه و پايه و محور قانون و اجرا در اين كشور است. مردم حركتشان، حركت به سمت اهداف و آرمان هاي ديني است. اين معناي نظام اسلا‌مي است. اين تحقق پيدا كرده است. لكن اين كافي نيست. براي اين كه آن مقصود، يعني كشور اسلا‌مي به طور كامل به وجود بيايد احتياج است كه دستگاه حاكم كشور در عمل خود، در سازماندهي خود، در چگونگي رفتار خود به طور كامل اسلا‌مي عمل كند - كه من عرض كردم چند سال قبل از اين كه - مرحله بعد نظام اسلا‌مي، دولت اسلا‌مي است.

در اين راه هم حركت كرديم، مسؤولا‌ن مؤمني، وزراي خوبي، نمايندگان خوبي، روِساي جمهور با ايماني يكي پس از ديگري امور كشور را به عهده گرفتند. اما دولت اسلا‌مي كه بتواند اين مقاصدي را كه ملت ايران و انقلا‌ب عظيم شان داشت تأمين كند، آن دولتي است كه در آن رشوه نباشد، فساد اداري نباشد، ويژه خواري نباشد، كمكاري نباشد، بي اعتنايي به مردم نباشد، ميل به اشرافي گري نباشد، حيف و ميل بيت المال نباشد و ديگر چيزهايي كه در دولت اسلا‌مي لا‌زم است كه در تعاليم اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلا‌غه هم اين ها هست.

اگر بتوانيم به توفيق الهي در اين جهت خود را كامل كنيم و قدم هايي را كه تا امروز بحمدالله برداشته شده اين قدم ها را كامل كنيم آنوقت كشور اسلا‌مي به همان شكلي كه گفتم به وجود خواهد آمد. دولت اسلا‌مي ميتواند كشور اسلا‌مي به وجود آورد.

وقتي كشور اسلا‌مي به وجود آمد، آن وقت تمدن اسلا‌مي به وجود خواهد آمد. آن وقت ديگر فرهنگ اسلا‌مي فضاي عمومي بشريت را فرا خواهد گرفت.»(9)

اميدواريم مهاجمان تبليغاتي از سخنان روشنگرانه مقام معظم رهبري درس كافي گرفته باشند و بيش از اين شخصي را كه مقام معظم رهبري ايشان را عقبه تئوريك نظام ميدانند، آماج كينه ورزي هاي خود قرار ندهند. مهاجمان بدانند كه اين گونه هجمه ها، دستاوردي جز منزوي شدن خودشان نخواهد داشت. براي اثبات اين ادعا كافي است پرونده مطبوعاتي دوم خرداد را ورق زده، استراتژي آينده خود را تنظيم كنند.

پينوشتها

1.6/8/83

2.پرتو سخن، 12/5/84، ص2.

3.سايت انتخاب، 16/4/84.

4.سايت بازتاب، 27/4/84.

5.همان.

6.سايت انتخاب، 21/5/84.

7.همان، 7/5/84.

8.اعتماد، 29/5/84، ص1.

9. همان.
+ نوشته شده توسط روان بخش در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 7:41 |